مطلب زیر نشان از درد نویسنده اش دارد . راستی چرا چنین ؟ نظر شما چیست ؟
مگر نه اينكه ما پيرو امتي ساده زيستي هستيم كه قوت روزانه شان از نان جو تجاوز نمي كرد. پس حكايت تجملاتي شدن براي زنده نگه داشتن قيام عاشورا چيست؟ و حكايت چشم هم چشمي مسجد محله بالا با مسجد محله پايين و دو دسته و هيئت عزاداري چيست كه كار رقابتشان به جايي رسيده است كه حتي وقتي به هم در خيابان مي رسند، نه تنها حاضر نيستند به احترام ديگري سكوت كنند بلكه صداي نوحه خوان بلندتر از قبل هم مي شود.
داستان كرايه كردن اسب و شتر و قاطر براي حركت كردن جلوي دسته هاي عزاداري و آزار دادن حيوان بيچاره چيست؟ اين چه قصه اي است كه هيئتي 2 ميليون تومان مي دهد تا براي دهه محرم يك شتر را كرايه كند و گهواره علي اصغر(ع) را رويش بگذارد، بعد شتر را بدون مراقبت در خرابه اي رها كنند و شتر برود آب بخورد و ميلگردي به پايش فرو برود و آنقدر ازش خون برود كه مجبور شوند حلالش كنند، بعد هم در كمال ناراحتي و تاسف كاشف به عمل آيد حيوان زبان بسته آبستن بوده است.
بچه بي نواي شتر را هم بكنند توي گوني و بياندازند سطل آشغال. بعد آقاي سرهيئت شب برود حسينيه و ضمن احساساتي كردن جماعت عزادار عرض نمايد كه امسال ضرر بزرگي به هيئت خورده و بايد 8 ميليون پول شتر را پس بدهند و براي جبران خسارت كمك كنيد. امام حسين(ع) كي راضي است به اينهمه تجملي كه موجب غفلت در گريه بر خاندان اسيرش مي شود.
منبع : ایران روشن

