بعضی ایرانیها چه با اب و تاب از دبی ،سخن می گویند.گاه فکر می کنی ،از پاریس و نیویورک بهتر است.چه بلیط ارزانی هم دارد،گویا همه مقدمات فراهم شده است تا همه به دبی بروند.در زمان جشن نوروز باستانی ،بسیاری به این اندیشه اند که در کنسرتهای خوانندگان پارسی زبان مقیم لوس انجلس ولی دبی شیدا،حاضر شوند و ژست شاد خواری بگیرند.سلطان قلبهای وطنی ،خود را در حد تبلیغاتچی موسسه نیلی در اورده است.مردی که به فکر توسعه سرمایه گذاری در دبی با سرمایه های ایرانی است.اقای صدا ،هم حاضر است ترانه خلیج فارس را برای حضور در دبی، مثله نماید.شاید رنگ کهربایی ویسکی بر خلیج فارس نیلگون برتر ی دارد.اما دبی برای من ،نماد یک شهرک بیمار است. فضایی تهوع اور دارد و حتی از شنیدنش حالم به هم می خورد.اما دبی شاید آیینه عبرتی هم برای اهالی خاور میانه باشد.تا با دیدن ان دریابند که تجارت ازاد و لسه فر بدون توجه به حقوق طبیعی انسانها ،فضایی می افریند که جز تلخکامی ندارد. نمی توان لیبرالیسم اقتصادی را خواست اما دختر بچگان را خرید و فروش کرد. نمی توان به رونق مالی و سرمایه ای در دبی اندیشید و اینچنین برده داری کثیف و غیر انسانی را در حق زنان روا داشت. البته چنین نگرش مهوعی به ذات انسان بویژه زنان در پاکستان هم دیده می شود.خرید و فروش نوبالغان و انتقالشان به فاحشه خانه هایی که خرابات نام دارد.افغانی ها نیز چنین می کنند.در فیلم اسامه از صدیق برمک ،این نگاه غیر بشری به خوبی دیده می شود. رسانه های هندی ،از نقشه های کثیف و شیطانی گروهی از اعراب که تور شکارشان را برای دختران حیدر اباد هندوستان پهن کرده اند ، گزارشها دادند.دختر بچگان بینوا به قیمت نازلی -۵۰۰۰روپیه یا ۱۰۰ دلار -در دسترس این شبکه نابکار قرار می گیرند تا برای اطفا شهوت پیر مردان عرب در کنار خلیج به کار روند.مشکل اساسی از انجاست که بعضی از روحانیان عالیرتبه عرب ،لغو برده داری را کاری کافرانه می شناسند و برده داری را جزوی از اسلام می دانند. صدها سال پیش ،قبیله بنی یاس در ابوظبی مقیم شدند و نطفه امیر نشین های خلیج فارس بسته شد.شیخ دوبی در ۱۸۲۰ تحت الحمایه انگلیس ها بود.دبی شهر کوچکی بود که در ان ماهیگیری انجام می شد، گروهی از قبیله بنی یاس به نام ال مکتوم از ابوظبی به شهرک دبی امدند و انجا را بدون مقاومت ،از ان خود کردند.این خاندان در ۱۸۳۳ به این پیروزی دست یافتند.بعد از مرگ شیخ مکتوم ،برادرش راه وی را در امن کردن این شهرک برای اهالیش ادامه داد.او برای این منظور ،با شیخ ابوظبی ،متحد شد.بعد ها ،جانشین او با انگلستان و سایر شیخ نشین ها ،پیمان نامه ای امضا کردند.سیاست های اقتصادی رهبران دبی از سوی انگلیسی ها به عنوان حرکتی لیبرالیستی و روشنگرانه تلقی می شد.شیخ مکتوم بن هاشر ،مالیات کالایی را لغو کرد و رشد اقتصادی سریعی را باعث شد.این اتفاق در استانه قرن بیستم رخ داد. مطلب از:وبلاگ متین


