تبليغاتX
*باهمرهان*
ساعت جهانی
نویسنده => همیار : سید عبدالعلی ستودگان
آیا من رنگین پوستم یا تو ؟!

آیا من رنگین پوستم یا تو ؟!

سفید پوست عزیز ! :

- من وقتی متولد می شوم سیاهم ” وقتی بزرگ می شوم سیاهم ” وقتی زیر آفتاب میروم

سیاهم ” وقتی سردم می شود سیاهم ” وقتی مریض می شوم سیاهم و وقتی می میرم

هم هنوز سیاهم.

اما شما سفید پوستان :

- وقتی متولد می شوید صورتی هستید ” وقتی بزرگ می شوید سفیدید ” وقتی زیر آفتاب

میروید قرمزید ” وقتی سردتان می شود آبی می شوید ” وقتی می ترسید زرد می شوید ”

وقتی مریض می شوید سبزید ” وقتی هم که میمیرید خاکستری می شوید.

حالا آیا من رنگین پوستم یا تو ؟!

منبع : یاحق

زندگی چیست؟

زندگی چیست ؟
 
 زندگي ، گلبرگ زردي است به نام غم . آينه اي شكسته است به نام دل .
 
مرواريد غلطاني است به نام اشك . فرياد بلندي است به نام آه .
 
 
کاش می دانستید : زندگی با همه ی وسعت خویش ، محفل ساکت غم
 
خوردن نیست . حاصلش ، تن به قضا دادن و پژمردن نیست . زندگی ،
 
خوردن و خوابیدن نیست .
كوتاه ، اما...

كوتاه ، اما...

 
حتي خود آدمها هم گاهي خودشون رو تنها ميذارن اما خدا هيچوقت هيچوقت هيچوقت بنده هاش رو تنها نميذاره

بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتی

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند و گنجشکها جدی جدی می ميرند آدمها شوخی شوخی زخم می زنند و قلبها جدی جدی می شکنند آدمها شوخی شوخی لبخند می زنند و دلها جدی جدی عاشق می شوند

اگه از كنار پرنده ها رد شدي نپريدن فكر نكن نترسيدن ...آدم حسابت نكردن
 
جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره


طرف داشته با يه خر تخته نرد بازي مي کرده بهش ميگن مرد حسابي مگه کسي با خر تخته بازي مي کنه؟؟؟ ميگه نه بابا اونقدرا هم خر نيست. يک هيچ جلوئه

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

قلبم محکوم شد به ساده بودن ... غرورم محکوم شد به خونسرد بودن ...... احساسم محکوم شد به کم حرف بودن ...دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن ..... چشمانم محکوم شد به مهربان بودن ...... دستهایم محکوم شد به سرد بودن .... پاهایم محکوم شد به تنها رفتن ... آرزوهام محکوم شد به محال بودن .... وجودم محکوم شد به تنها بودن .... عشقم محکوم شد به محبوس بودن .... و اما امروز تو عشق من محکوم میشوی به خاطر اسیر بودن .... و من باز هم مثل همیشه خودم رو محکوم میکنم به عاشق بودن

مهربون اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات؟ شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات؟ اجازه هست بيام پيشت يه کم بگم دوست دارم تو هم بگي دوستم داري بارون بشم دل بيارم بريم تو باغ اطلسي بي دردو رنج وبي کسي بهت بگم اجازه هست خيال کنم تا اخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نميشکني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در دنيا دو چيز است كه از همه زيبا تر است آسماني پر ستاره و وجداني آسوده

: اگه 60 ثانيه فرصت داشته باشي باهام حرف بزني و بدوني که ديگه هرگز منو نمي بيني بهم چي ميگي؟...اول جواب منو بده بعد واسه دوستات بفرست جوابهاي جالبي دريافت مي کني. خواهشاً جواب بده

هميشه وقتي داري گريه ميکني اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که بات گريه ميکنه عاشقته

فيلم دموكراسي به سبك آمريكايي
اخبار گوناگون
درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد ******************** یاران و همراهان سلام! هدف از راه اندازي اين وبلاگ تا آن جا كه در توان است خدمت به شما عزيزان مي باشد . و اين ميسر نمي شود مگر اين كه انتظارات شما را بدانيم . و همين طور كه از آدرس و عنوان وبلاگ پيداست ياري و همراهي متقابل باعث پربار شدن و جذابيت هر چه بيشتر آن مي شود . همراه شما! مدير و خدمتگزار شما در وبلاگ = هميار :ستودگان
طراح قالب

آمار وبلاگ

دانلود RssReader

اضافه شدن به علاقه مندي ها
خانگي كردن اين صفحه
ذخيره كردن صفحه

Powered By
BLOGFA.COM