دوست دختر
· قرار ملاقات داشت.ساعت ده صبح.با دختر مورد
علاقه اش!كنار پل.بزرگ ترين پل شهر.
يك ساعت قبل،خودش را به كنار پل رساند.لحظات برايش به كُندي مي گذشت.بسيار كُند.اما بالاخره عقربه هاي ساعت،ده صبح ...
را نشان داد.
جمله ي «پس چرا نيامد؟!» در ذهنش به صدا در آمد.زير لب با خود زمزمه كرد:«مي آيد،حتما مي آيد،بله مي آيد...»
بعد از آن مدام به ساعتش نگاه مي كرد:«ده و ده دقيقه...ده و بيست دقيقه...»
خبري نشد،كمي نشست،با دسته كليدش ور رفت،بلند شد،قدم زد،دوباره نشست،دوباره قدم زد. بازهم به ساعتش نگاه كرد،يازده بود!
لب هايش را به دندان گزيد.سرخ شد.احساس كرد سرش داغ شده است.به چب،به راست،به هر طرف نگاه كرد.آدم ها مي آمدند و مي رفتند،اما اثري از دختر مورد علاقه اش نبود.
***
· با لأخره تصميم خودش را گرفت!
روي ديواره ي آهني پل نشست.به پايين نگاه كرد،اول دلش تو ريخت.به آب هاي خروشان خيره شد.لحظاتي بعد براي آخرين بار نگاهي به اطراف انداخت.اين بار عزم جزم كرد كه كار را يكسره كند:«خود كشي!»
***
· پير مردي عصا زنان پيش آمد.حس كرد جوان حالت عادي ندارد.سعي كرد به آرامي خودش را به جوان برساند.جوان داد زد:«جلو نيا،تصميم خودم را گرفته ام،از نصيحت هم بيزارم...»
پير مرد،اخمي در پيشاني انداخت و پرسيد:«ولي چرا؟!فقط يك كلمه بگو براي چي؟!...»
جوان-كه چشمانش پر از اشك شده بود و گلويش پر از بغض-با لكنت زبان گفت:«براي اين كه ازچند روز پيش با او قرار ملاقات داشتم،براي ساعت ده صبح همين امروز؛«دو شنبه!»
جوان اين را گفت و با يك خيز خودش را پايين انداخت!
· پير مرد عصايش را انداخت،به سرعت به طرف ديواره آهني پل دويد و با صداي لرزان اما بلند گفت:«ولي پسرم؛امروز كه دوشنبه نيست،امروز يك شنبه است!!»
مسعود دهنمكي كارگردان سينما از منتقدان داستان فيلم اخراجيها بشدت انتقاد كرد و گفت: داستان اين فيلم دروغ نيستوي گفت كه برخي افراد سعي دارند نشان دهند كه داستان اخراجيها دروغ است .
دهنمكي دراينباره گفت:اخيرا يكي از بچه حزباللهيهاازسر تكليف، دوربين دست گرفته و با مراجعه به اين و آن دنبال اين است كه ثابت كند،اخراجيها دروغ است.
وي ادامه داد:ظاهرا اين دوستان ما فرق فيلم سينمايي با فيلم مستند را نميداند.اينكه وقتي در يك فيلم از يك شخصيت الهام گرفته ميشود،بهاين معني نيست كه تمام فيلم نامه و ديالوگها بايد نعل به نعل با واقعيتها همراه باشد.
دهنمكي گفت:ازاينكهاين دوستان به خاطر خدا،اين همه حساسيت روي واقعيت هاي تاريخ دفاع مقدس نشان ميدهند خوشحالم.ازاين كه حتي مستندميسازند هم خوشحالم و احساس جا تنگي نميكنم حتي اگر عليه من و يا فيلماخراجيها باشد.
داستان دروغین و مضحک پیروزی ۳۰۰ سرباز " پاک "! اسکندر بر ۱۲۰هزار ایرانی " وحشی "!
بنابراین گزارش، اين فيلم که دو روز پیش اکران شده است، روايت جعلي جنگ خشايار شاه با شاه يونان، لئو نيداس، است.ایرانیان ، مردمانی هیولا صفت ، فاقد فرهنگ و شعور و انسانیت قلمداد می شوند که جز حمله به سرزمین های دیگر، تهدید صلح و کشتن انسان ها ، چیز دیگری نمی دانند و البته در مقابل این قوم " شرور" چاره ای جز جنگ و نابودی آنها نیست تا بلکه جهانیان از دست این " محور شرارت" رهایی یابند .
در این فیلم، ارتش امپراطوری ایران به فرماندهی خشایار شا، چونان ارتشی از شاطین تصویر شده و حتی چهره برخی شخصیت های ایرانی فیلم، شباهتی به چهره یک انسان ندارد و بیشتر شبیه شخصیت های خونخوار فیلم های علمی - تخیلی است.
همچنين شخص خشايارشا را چنان نشان داده شده است كه ...
متن کامل و بیشتر...
ادامه مطلب
اگر اغراق نگوییم ، شاید کمتر بتوان خاطراتی مانند خاطرات رزمندگان هشت سال دفاع مقدس یافت ؛ لیکن رزمندگانی که اندک هم نیستند وجود دارند که خاطراتشان در صفحه ی ذهنشان بایگانی نموده و در اختیار عام قرار نداده اند ؛ که امید است تمامی رزمندگان خاطراتشان را ثبت و منتشر نمایند .
در ادامه مطلب یکی از این خاطرات را می توانید مطالعه نمایید .

ادامه مطلب
سريال «زير تيغ» از جمله معدود سريالهاي سيماست كه از جنبههاي مختلف ميتوان آن را مورد بررسي قرارداد. سريالي كه به دليل ساخت حرفهاي و خرج وسواس در تمامي مراحل ساخت اثر، به يكي از تأثيرگذارترين سريالهاي تلويزيوني بدل گشته است.
اين سريال از جمله سريالهايي است كه كارگردان فرم روايت آن را بسيار هوشمندانه برگزيده است و ميتوان گفت از بهترين عوامل براي اجراي فرم روايي مورد نظر بهره برده است.
«زيرتيغ» را اگر بخواهيم از لحاظ عناصر سبكشناسي بررسي كنيم بايد در زير شاخه آثار ناتوراليسم يا طبيعيساز قرار دهيم.
سبكي كه اصليترين كاركرد آن به حداكثر رسانيدن باور مخاطب در جهت اهداف خالق اثر است. در اين سبك از آثار نمايشي سعي ميشود تا ...
ادامه مطلب
شهرام ناظری چندی پیش ، به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا در سالن دلاویل فرانسه به اجرای کنسرت پرداخته بود ، که بااستقبال خوب فرانسويان مواجه شد .
شهرام ناظری آخرین بار اواسط سال جاری درایران کنسرت برگزارکرد ، که علی رغم استقبال مخاطبان ، همانند کنسرت های دیگر هنرمندان مطرح ، حواشی و جنجال های بسیاری را به همراه داشت .
او بخشی از موسیقی کنونی -که آن را شبیه بنگاه معاملات ملکی خوانده است-مورد انتقاد قرار داد ، که در همین صفحه می توانید مطالعه نمایید .
موسیقی بساز بفروشی ، دست هفتم و تقلیدی
شهرام ناظری معتقد است ، هم اکنون در موسیقی ، یک عده کار بساز بفروشی ، دست هفتم وتقلیدی انجام می دهند ؛ فلان شرکت می گوید فلان کاررا بسازید که شبیه صدای فلان کس است ، و این محیط سالمی برای موسیقی نیست .
بخشی از موسیقی ما شبیه بنگاه معاملات ملکی است ؛ و بخشی دیگر که دولتی است با مشکلات بسیار وکاغذبازی مواجه هستیم .
این ها مسائل خیلی حساس وظریفی است که باید به آن توجه کرد .
دیگر نظرات شهرام ناظری ، در ادامه مطلب آورده شده است .
ادامه مطلب
زبانش تیز بود و سرخ ؛ و نشان داد که هنوز هم همان است ؛
حتّی فیلمساز باشد و آن هم از نوع طنزش .
مسعود ده نمکی سنت سکوت را شکست .
و پس از او بود که دیگران هم زبان به اعتراض گشودند .


