وضعیت آب و هوای کشور در حال حاضر
(نقشه زیر هر 3 ساعت یک بار به روزرسانی می شود)

آدم
نامت چه بود؟ - آدم فرزند؟ - من را نه مادري نه پدر بنويس اول يتيم عالم خلقت محل تولد؟ - بهشت پاک اينک محل سکونت؟ - زمين خاک آن چيست بر گردن نهادي؟ - امانت است قدت؟ - روزي چنان بلند که همسايه ي خدا اينک به قدر سايه ي بختم به روي خاک اعضاي خانواده؟ - حواي خوب و پاک قابيل خشمناک ها بيل زير خاک روز تولدت؟ - در روز جمعه اي به گمانم که روز عشق رنگت؟ - اينک فقط سياه ز شرم چنان گناه چشمت؟ - رنگي به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان وزنت؟ - نه آن چنان سبک که پرم در هواي دوست نه آن چنان وزين که نشينم بر اين زمين جنست؟ - نيمي مرا ز خاک نيم دگر خدا شغلت؟ - در کار کشت اميدم به روي خاک شاکي تو؟ - خدا نام وکيل؟ - آن هم فقط خدا جرمت؟ - يک سيب از درخت وسوسه تنها همين؟ - همين!!! حکمت؟ - تبعيد در زمين همدست در گناه؟ - حواي آشن ترسيده اي؟ - کمي از چه؟ - که شوم من اسير خاک آيا کسي به ملاقاتت آمده ست؟ - بلي که؟ - گاهي فقط خدا داري گلايه اي؟ - ديگر گلايه نه ولي . . . ولي که چه؟ - حکمي چنين آن هم به يک گناه!!؟ دلتنگ گشته اي؟ - زياد براي که؟ - تنها فقط خدا آورده اي سند؟ - بلي چه؟ - دو قطره اشک داري تو ضامني؟ - بلي چه کس؟ - تنها کسم خدا در آخرين دفاع؟ - مي خوانمش چنان که ا جابت کند دعا منبع : وبلاگ نویسی
آیا من رنگین پوستم یا تو ؟!
سفید پوست عزیز ! :
- من وقتی متولد می شوم سیاهم ” وقتی بزرگ می شوم سیاهم ” وقتی زیر آفتاب میروم
سیاهم ” وقتی سردم می شود سیاهم ” وقتی مریض می شوم سیاهم و وقتی می میرم
هم هنوز سیاهم.
اما شما سفید پوستان :
- وقتی متولد می شوید صورتی هستید ” وقتی بزرگ می شوید سفیدید ” وقتی زیر آفتاب
میروید قرمزید ” وقتی سردتان می شود آبی می شوید ” وقتی می ترسید زرد می شوید ”
وقتی مریض می شوید سبزید ” وقتی هم که میمیرید خاکستری می شوید.
حالا آیا من رنگین پوستم یا تو ؟!
منبع : یاحق
نظرات یکی از وبلاگ های انتقادی !را نگاه و بعضی مطالعه می کردم که به این نظر برخوردم ؛
حیفم آمد آن را برایتان و آن هم بدون هیچ ویرایشی ارسال نکنم .
البته باید متذکر شوم این وبلاگ چندان علاقه ای به سیاسی بودن یا شدن ندارد .
اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!
اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!
ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغاني رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!
غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:
اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد!
اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!
بقیه اش در پیام بعدی
كراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كراوات بزنيد. حتي اگر مي خواهيد با پيژامه برويد باز كراوات را بزنيد! براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كراوات بخوابيد!
اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد.
پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند.
مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!
داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي!
قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!
ادامه دارد
سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!
اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد.
اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!
ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسي گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!
وقتي در مورد ريس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي بوش" يا " پرزيدنت بوش"
يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!
اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!
و بلا خره مانيفست روشنفكري ...
كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش و گوگوش كتب اربعه ي روشنفكران محسوب مي شوند.
حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي كنه!
مطلب زیر نشان از درد نویسنده اش دارد . راستی چرا چنین ؟ نظر شما چیست ؟
مگر نه اينكه ما پيرو امتي ساده زيستي هستيم كه قوت روزانه شان از نان جو تجاوز نمي كرد. پس حكايت تجملاتي شدن براي زنده نگه داشتن قيام عاشورا چيست؟ و حكايت چشم هم چشمي مسجد محله بالا با مسجد محله پايين و دو دسته و هيئت عزاداري چيست كه كار رقابتشان به جايي رسيده است كه حتي وقتي به هم در خيابان مي رسند، نه تنها حاضر نيستند به احترام ديگري سكوت كنند بلكه صداي نوحه خوان بلندتر از قبل هم مي شود.
داستان كرايه كردن اسب و شتر و قاطر براي حركت كردن جلوي دسته هاي عزاداري و آزار دادن حيوان بيچاره چيست؟ اين چه قصه اي است كه هيئتي 2 ميليون تومان مي دهد تا براي دهه محرم يك شتر را كرايه كند و گهواره علي اصغر(ع) را رويش بگذارد، بعد شتر را بدون مراقبت در خرابه اي رها كنند و شتر برود آب بخورد و ميلگردي به پايش فرو برود و آنقدر ازش خون برود كه مجبور شوند حلالش كنند، بعد هم در كمال ناراحتي و تاسف كاشف به عمل آيد حيوان زبان بسته آبستن بوده است.
بچه بي نواي شتر را هم بكنند توي گوني و بياندازند سطل آشغال. بعد آقاي سرهيئت شب برود حسينيه و ضمن احساساتي كردن جماعت عزادار عرض نمايد كه امسال ضرر بزرگي به هيئت خورده و بايد 8 ميليون پول شتر را پس بدهند و براي جبران خسارت كمك كنيد. امام حسين(ع) كي راضي است به اينهمه تجملي كه موجب غفلت در گريه بر خاندان اسيرش مي شود.
منبع : ایران روشن
این ایرانی ها
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم .
راننده تاکسی و مسافر
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!"
قبر صدام به زيارتگاه تبديل شده است
صدام حسين براي ما ايرانيها شخصيتي آشناست. هشت سال جنگي كه بر ما تحميل شد و صدها هزار شهيد، مجروح و مفقود ايراني ،او را در بين ما به شخصيتي منفور تبديل كرده است.
بعد از اعدام صدام، چند بار قبر وي مورد حمله قرار گرفت. و اكنون در هنگامه اي كه مردم عراق از دست وي راحت شده اند، به دليل عدم وجود امنيت در عراق تحت حاكميت آمريكا، قبر وي به زيارتگاه تبديل شده است.
عكسهايي از زيارتگاه صدام را در زير مي بينيد




منبع : ایران روشن
تا سنگر غزه خالی از غیرت ماست - در هیئت دل سینه زنی باد هواست
گیسوی زنان غزه خون آلود است - یاران علی را چه شده؟ مرد کجاست؟
چرا نمی آیی؟
یکی از بازماندگان 8 سال دفاع مقدس می گفت:شما چه میدانید که شکستن دیوار صوتی یعنی چه؟ تحمل صدای جرس و مرگبار جنگنده هنر است و ظرفیت می خواهد.
حال من میگویم وقتی یک مرد بزرگ شجاع جنگدیده چنین توصیفی ،آنهم فقط ازشکسته شدن دیوار صوتی دارد (خوردن ترکش و موشک وهزاران بمب دیگربماند!)
گناه کودک دوساله ، چند ماهه و ... چیست !!!!!
به خدا امروز غزه کربلاست .
مولای سبز پوشم امروز ملتهای جهان همسو با دولت های ظالمشان نیستند همه خواهان ظهور منجی موعودند.بعضی تو را مهدی صدا می زنند، بعضی مسیحا می خوانندت و بعضی سوشیانت و...اما همه معتقدند دوران حاکمیت یک انسان الهی و قدسی فرا رسیده .
پس بیا و دست ما را بگیر و آرامش را به جهان برگردان
المرت ،بوش،اوباما، سارکوزی ،سران بی غیرت عرب و... دنیا را به نابودی و گند کشانده اند.به خدا از دست این «کالانعام بل هم اضل» خسته ایم !
چقدر پرچم اسرائیل و آمریکا و انگلیس را بسوزانیم؟
چقدر بگوییم مرگ بر آمریکا؟
چقدر بگوییم نیست باد صهیونیست؟
و چقدر بگوییم و بگوییم و بگوییم!
آقای عزیزم سروری کن و بیا مطمئن باش این بار مسلم را نمی کشند،.بیعت کنندگان با حسین برابر او صف نمی کشند
و سخن آخر این که
ای حسین زمانم بیا در کربلای غزه «جا الحق و زهق الباطل» را پیاده کن
و در جواب بی مهری بدخواهان مولایم فریاد میزنم
" العجل یا مولای یا صاحب الزمان "

دبی دبی چه جايی بود!!!!!
ادامه مطلب
مطلبى از http://www.afaghfars.persianblog.ir/ به نقل از اينترنت :
بعد از گذشت چندین سال دلم برای قهرمانان نقش اول
داستانهای کتاب دبستان تنگ شده بود.به همین خاطر
تصمیم گرفتم سری به زندگی امروز اونها بزنم.
گاو ماما می کرد. گوسفند بع بع می کرد. سگ واق واق
آ می کرد.
و همه با هم فریاد می زدند:حسنک کجائی؟شب شده بود .
اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت زیادی است که به
خانه نمی آید.......
حسنک به شهر رفته و در آن جا شلوار جین و تی شرت تنگ
به تن می کند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی
آینه به موهای خود ژل می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد. کبری تصمیم بزرگی
گرفت.تصمیم گرفت. حسنک را رها کند دیگر با او چت نکند
چون می خواست با پتروس چت کند.
پتروس همیشه پای کامپیوتر چت می کند. پتروس دید که سد
سوراخ شده است. اما انگشت او درد می کرد چون زیادی با
دکمه های کیبورد کار کرده بود. پتروس نمی دانست که سد تا
چند لحظه ی دیگر می شکند. او در حال چت کردن غرق شد!
برای مراسم دفن کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین
برود.اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.
ریز علی دید که کوه ریزش کرده. اما حوصله ی دردسر را
نداشت. قطار به سنگ بر خورد کرد و منفجر شد.
کبری و مسافران آن قطار مردند.اما دهقان فداکار بدون توجه به
خانه رفت.
الان چند سالی است کوکب خانم مهمان نا خوانده ندارد. او
حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او کلاس
بالائی دارد. چون فامیل های پولداری دارد.
معلومه زندگی مدرن امروزی روی قهرما نان دوست داشتنی
بد جوری تاثیر گذاشته.
آیا چنین است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هيچ کسي به او کار نمي داد...
همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...
يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...
مداد سفيد تا صبح کار کرد...
ماه کشيد...مهتاب کشيد...
و آنقدر ستاره کشيد که...
کوچک وکوچک و کوچک تر شد...
صبح توي جعبه ي مداد رنگي...
جاي خالي او...
با هيچ رنگي...
پر نشد
با تشكر از سميرا
مطلب زیر فقط به خاطر قسمت آخرش آورده شده
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:
اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت که:
پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock ) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت پونتياك و مشتري بود.
مردم به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. آن ها از ادبيات متفاوتي براي گفتار بهره مي گيرند. اگر حرف مردم را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه که مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مردم ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ به عنوان مثال در این مورد ،
اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟
يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه این مشتري بهترين راهنما و كمك در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت جنرال موتورز بوده است. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟
بي ربط و با ربط، "حرف مردم" و در مورد شرکت های تجاری "حرف مشتري" که همان آحاد مردم هستند ، گوهر است.
پژوهشگران ژاپنی وابسته به دانشگاههای "كیوتو" و "اوزاكا" با بكارگیری پلاكتهای خونی موفق به ساخت غضروف شدند.شهريه دانشجويان امسال بر مبناي مصوبات مجلس تعيين ميشود
ايسنا: رييس دانشگاه آزاد اسلامي اعلام كرد: شهريه دانشگاه امسال بر مبناي مصوبات مجلس شوراي اسلامي تعيين خواهد شد.
دكتر عبدالله جاسبي در مراسم آيين افتتاح چند طرح عمراني در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاكستان گفت: دانشگاه آزاد در خصوص تعيين شهريه دانشجويان خود طبق تصميمات كميتهاي كه در مجلس با حضور نمايندگان وزارت علوم تشكيل شده عمل خواهد كرد.
وي ادامه داد: تا زمان اعلام مصوبات اين كميته، شهريه سال آموزشي پيش رو به صورت علي الحساب از دانشجويان اخذ خواهد شد.
وي با اعلام اين مطلب كه روند اعطاي وام به دانشجويان دانشگاه آزاد همچنان دنبال ميشود، گفت: تاخير مجلس در تصويب اعتبار 60 ميليارد توماني جهت اعطاي وامهاي دانشجويي در سال گذشته مشكلاتي را ايجاد كرد كه اميدواريم با تسريع روند اختصاص اعتبارات، امسال اين امر شتاب بيشتري داشته باشد.
رييس دانشگاه آزاد اسلامي همچنين در خصوص طرح حذف كنكور ورودي موسسات آموزش عالي كشور گفت: اين يك طرح تدريجي است كه قرار است تا پايان برنامه 5 ساله محقق شود و دانشگاه آزاد نيز در صورت تصويب مجلس به اجراي اين طرح كمك خواهد كرد.
وي با تاكيد بر اينكه با هيچكدام از موسسات آموزشي دولتي و يا غير دولتي مشكل نداريم، گفت: ارتباط ما با تمام موسسات آموزش عالي مطلوب و در برخي موارد نظير حضور اعضاي هيات علمي تنگاتنگ است.
دكتر جاسبي با تعامل جدي تر دانشگاه آزاد با موسسات آموزشي بين المللي را از اهداف پيش روي اين دانشگاه خواند و گفت: هم اينك دانشگاه آزاد از طريق دو نهاد بينالمللي اتحاديه دانشگاههاي اسلامي و انجمن بين المللي دانشگاهها با نزديك به يك هزار موسسه آموزش عالي در ارتباط است.
رييس دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به محدوديت دانشگاه در نقل و انتقال دانشجويان گفت: دانشجويان بايد در هنگام تعيين رشته، اين مورد را مدنظر قرار دهند چرا كه برآوردن خواسته دهها هزار نفر از متقاضيان انتقال به ديگر واحدهاي آموزشي دانشگاه عملا امكان پذير نيست.
گفتني است، در اين مراسم، هفت پروژه عمراني، تحقيقاتي و آموزشي در دانشگاه آزاد اسلامي افتتاح شد و به بهره برداري رسيد.
منبع : جام جم
نظر : تا حالا که دانشگاه آزاد دم به تله هیچ قانون و منطقی نداده ، مگر آنچه را خود در جهت منافعش می دیده . اکنون که چنین صحبتی از طرف مسئولان این دانشگاه شده ، انسان دچار شک و تردید می شود که آیا براستی دیدگاه آنان تغییر کرده یا مصوبه مجلس به گونه ای است که منافع بیشتر این دانشگاه را در بر دارد .!!!! والله اعلم .
از چارلی چاپلین پرسیدند :
خوشبختی چیست؟
پاسخ داد :
فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعدی .
مظلوم علی
نمی دانم فقط علی فرزند ابوطالب در زندگی و مرگ و پس از مرگ خود
غریب و مظلوم بود ، و علی پسر محمد تقی ؟
و یا هر چه علی نام است چنین سرنوشتی را دارد ؟!
می خواهم بنویسم . پر از مطلبم . اما بغض مجالم نمی دهد که جمله ای
بنویسم .
با نگاهی به تشییع جنازه شهید جاودان " دکتر علی شریعتی " ، شرح آن را
خودتان از زبان خودتان و برای خودتان بیان کنید .





